تبليغاتX
گاهانه
 
گاهانه
 
 
 
کاش می شد گاهی بی دلیل دفترچه ات رو از کیفت در می آوردی و یه چیزی توش می نوشتی.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 8:39  توسط م.ط.ع  | 

احساس بدیه وقتی فکر می کنی اضافی هستی ، وقتی فکر می کنی اونجایی هستی که نباید باشی و اونجایی که باید نیستی. بعد آرزو می کردی کاش همین الان صبح می شد و بال در می آوردی و می رفتی اونجا که باید ، بعد یه وردی می خوندی و فوت می کردی از اون بالا روی شهر و همه تو رو فراموش می کردن انگار که نبودی ، نیستی ، بعد تا ابد تو خیالت تو آسمون آبی پر ابر پرواز می کردی.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 20:2  توسط م.ط.ع  | 
اونایی که دوسشون داریم به ما کم محلی می کنن و اوناییم که دوسمون دارن بهشون کم محلی می کنیم.
 |+| نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 9:44  توسط م.ط.ع  | 
می دونی چرا گاهی از حرفای کسایی که دوسشون داریم برداشت منفی می کنیم؟

آخه فکر می کنیم اونا خیلی بیشتر از چیزی که واقعا هست به ما فکر می کنن.

 |+| نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 9:42  توسط م.ط.ع  | 
عشق روح آدمی را به پرواز در می آورد ولی پای او را می بندد. آنچه عاشق به زبان می آورد رو به سویی دارد که به آن می نگرد و نه جایی که در گرو خویش دارد.
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 9:52  توسط م.ط.ع  | 
چهره دوستانم شبیه تصویر یه چراغه تو یه ظرف پر از  آب . صمیمی ، ساده ، پاک .
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10:50  توسط م.ط.ع  | 

واسش احترام زیادی قائلی ، گاهی حتی خیلی دوسش داری ، ولی نمی تونی چیزی که ازت می خواد رو انجام بدی ، اونوقت مستاصل می مونی ، میگی نکنه نامردی کنی؟ ، نکنه کوتاهیه تو نامردی باشه در حقش ؟ ولی بزرگواریه اون همیشه امیدوارت می کنه . اونقدر خوبه که اشتباهات تو رو هم جبران می کنه بازم شرمنده خودت می شی و این دلت ، دلی که نمی تونی مجبورش کنی ، دلی که دوست داشتنش دردسره دوست نداشتنش هم.

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10:46  توسط م.ط.ع  | 

چرا از جاده شکایت کنم؟ اون فقط من رو می بره به جایی که باید.اون هم مثله من مجبوره. من و جاده دوستای قدیمی هستیم.

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10:40  توسط م.ط.ع  | 
کاش عاشقا هیچ وقت به هم نرسن تا همیشه عاشق بمونن.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9:33  توسط م.ط.ع  | 
مرگ یعنی پاهای برهنه٬ روی چمن های یخ زده و نمناک.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 8:13  توسط م.ط.ع  | 
 
  بالا